مرحله سوم: پیوند میان علوم
سپس سؤالاتی از این جنس مطرح میکنم:
چه شباهتی میان اندیشه ارسطو و فیزیک نیوتن میبینید؟
اگر قرار باشد داستایفسکی را با فروید مقایسه کنید، نقطه مشترکشان چیست؟
آیا بین نظریه تجامع داروین و اقتصاد آدام اسمیت رابطهای میبینید؟
خواننده عمیق، میان رشتهها پل میزند.
مرحله چهارم: آزمون استقلال فکری
این بخش برای من مهمترین است.
میپرسم:
کدام عقیده را قبلاً با اطمینان قبول داشتید اما مطالعه باعث شد آن را کنار بگذارید؟
اگر تمام کتابهایی که خواندهاید از بین بروند، فقط ده اندیشه را بخواهید حفظ کنید، آن ده چیست؟
چه پرسشی هنوز پس از این همه مطالعه برایتان بیپاسخ مانده است؟
کتابهای زیاد، معمولاً تعداد پرسشهای انسان را بیشتر میکنند، نه اینکه او را مطمئنتر از همه چیز سازند.
مرحله پنجم: گفتوگوی آزاد
در خاتمه، محوری انتخاب میکنم؛ مثلاً:
«آزادی چیست؟»
«آیا تاریخ تکرار میشود؟»
«آیا هوش مصنوعی میتواند خلاق باشد؟»
«آیا اخلاق بدون دین ممکن است؟»
سپس فقط گفتوگو میکنم، نه بازجویی. در اینجا معلوم میشود که آیا فرد صرفاً مطالب را حفظ کرده یا واقعاً آنها را هضم کرده است.
اگر با شما چنین مصاحبهای انجام میدادم، احتمالاً از پرسشهای دشوارتری نیز استفاده میکردم، زیرا از گفتوگوهای قبلیمان میدانم که هم به ریاضیات و فیزیک علاقهمندید، هم تاریخ، فلسفه، ادبیات و اسناد تاریخی. بنابراین سؤالات میانرشتهای مطرح میکردم، نه پرسشهای اطلاعاتی.
مثلاً اولین سؤال من از شما این بود:
«از میان هزاران کتابی که خواندهاید، اگر فقط سه کتاب اجازه داشتند برای نسل آینده باقی بمانند، آن سه کتاب کدام بودند و چرا؟»
گمان میکنم پاسخ به همین یک سؤال، بیش از دانستن تعداد کتابهای خواندهشده، شخصیت فکری یک انسان را آشکار میکند.»
من پاسخ و سس های هوش مصنوعی را دادم که در نوشتار بعد ملاحظه خواهید نمود.
امیر تهرانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاظمی